الشيخ رسول جعفريان
166
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
البته به همان دليل كه فرهنگ در شهر آلودهتر بود ، سطح فكرى آنها در مقايسه با باديه بالاتر بوده و آشنايى آنها نسبت به مسائل خارج از حول و حوش خود ، افزونتر بود . ابن خلدون طى دو فصل به اين مسأله كه « باديه نشينان به خير و نيكى نزديكترند » و نيز اين مسأله كه « باديه نشينان از شهرنشينان دليرترند » پرداخته است . « 1 » نجدى مىگويد : روشن است كه عرب ميل به اسكان دايمى در يك منطقه را نداشت ، زندگى ، او را وادار مىكرد تا به دنبال مرتع و آب و باران از جايى به جاى ديگر كوچ كند ، چرا كه زندگى او بر اين اساس استوار بود . « 2 » بنابراين نبايد پرسيد چرا عرب در باديه زندگى مىكند . البته مىتوان پرسيد كه چرا عرب به باديه بيش از شهر علاقه دارد . مسعودى مىنويسد : شايد اين بدان جهت بود كه شهر ميدانى براى مسابقه در به ظهور رساندن غرايز انسانى نبود . . . و يا اصولا باور آنها اين بود كه اسكان دايمى بيمارى زاست ، و يا اين كه به هر روى در شهر آفتهاى زيادى وجود دارد . « 3 » اين مطلب روشن است كه باديه محدوديت كمترى داشته و افراد از آزادى بيشترى برخوردار بودهاند . در باديه هر فردى آزاد بود تا هر كارى را انجام دهد و قبيله نيز وى را در اين جهت يارى و حفاظت مىكرد . لامانس مىگويد : عرب مثالى است براى آزادى ، آن هم آزادى مفرط و نامحدود . « 4 » جواد على مىگويد : اعراب چيزى جز قدرت و زور را نمىشناسند و جز در برابر آن خضوع نمىكنند و بر همين پايه حق را تعيين كرده و عدالت را بر همان اساس قرار مىدهند . « 5 » روشن است كه در محيط باديه ، به دليل وجود همين آزادى مفرط نمىتوان از خصلت حلم ؛ يعنى جلوگيرى از هيجانى شدن و صبر و بردبارى سراغ گرفت ، چرا كه روحيهء صبر در عين حال كه در اختيار خود انسان است ، محيط نيز در به وجود آوردن آن تأثير كلى دارد . « 6 » آنجا كه آزادى عمل وجود دارد و هركس در هر عملى حتى تجاوز آزاد است ، نمىتوان در مقابل مشكلات صبور بود ، در نتيجه روحيه عصبى حاكم خواهد شد . در آنجا هيچ عشيرهاى بر عشيره ديگر سلطه ندارد و هر يك از آنان از آزادى كامل برخوردارند . « 7 » آلوسى نيز جُبْن و ترس را نتيجهء حيات رفاه آلود شهر و شجاعت و اقدام به كارهاى خطرناك را نتيجهء زندگى در باديه مىداند . « 8 » از اين روست كه مىبينيم جنگ و درگيرى
--> ( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون ، ترجمهء پروين گنابادى ، ج 1 ، صص 231 - 239 ( 2 ) . صحيح الاخبار عمّا فى البلاد العرب من الاثار ، ج 1 ، ص 6 ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 96 ( 4 ) . فجر الاسلام ، ص 33 ( 5 ) . المفصل ، ج 4 ، ص 296 ( 6 ) . الصحيح من سيرة النبى صلى الله عليه و آله و سلم الاعظم ، ج 1 ، ص 51 ( 7 ) . العصر الجاهلى ، ص 52 ( 8 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 110